Habib Paiman

به جنت گر روم، راهی نباشد جز ز ایرانم

سه نکته جالب
1 ـ جنرال محمد موسی هزاره، فرزند سردار یزدان خان از قریه ای بنام « سیاه بته» سنگماشه ولسوالی جاغوری است که احتمالاً در سال های 1900 تا 1915 میلادی از دهکده خود در افغانستان هجرت نموده و در شهر کویته پاکستان مسکن می گزیند، می باشد. سردار یزدان خان وقتی در این شهر اقامت می گزیند، عضوی هزاره پاینیر می شود و بعد ها به رتبه سوبه داری می رسد. پسرش محمد موسی هزاره، با استعداد سرشاری که داشت، شامل فوج پاکستان می شود و به کوتاه ترین زمان، به رتبه های بالای ارتقا می کند تا اینکه به رتبه جنرالی رسیده و در نهایت رییس ارتش «Commander-in-Chief» پاکستان می گردد. جنرال موسی هزاره در سال 1969 تقاعد می کند و در سال 1987 گورنر «والی» سوبه بلوچستان برگزیده می شود و در سال 1991 در همین پست چشم از جهان می پوشد.

در سال 1965 زمانی که هندوستان با پاکستان برای بار دوم درگیر جنگ می شوند، اساساً جنرال محمد موسی هزاره است که بار دیگر پاکستان را از سقوط کامل در دست هندوستان نجات می دهد و از طرف محمد ایوب خان، رییس جمهور وقت پاکستان، بنام های « قهرمان 65 » و «بابای دوم ملت» خطاب می گردد.

طبق قانون اساسی پاکستان، هر کسی که به رتبه جنرالی برسد و وفات کند، 24 ساعت روی مقبره او چهار نفر گارد ایستاد می شوند، خواه از آسمان سنگ، آتش و یا آب ببارد. جنرال موسی هزاره در وصیت نامه خود نوشته بوده که جنازه وی باید در حرم امام رضا در شهر مشهد ایران دفن گردد ـ زمانی که او در سال 1991 فوت کرد، بعد از دو یا سه هفته جنازه اش را از هزاره قبرستان بیرون کشیدند و بردندش در مشهد دوباره بخاک سپردند. امروز کسی جز اعضای فامیل او، نمی داند که قبر جنرال محمد موسی هزاره کدام است و در کجا ـ و پاکستان هم مسؤلیت مرده های که از کشور خارج می شوند را، ندارد.

2 ـ 99 فیصد از کسانی که قرآن تلاوت می کنند، نمی دانند چه می خوانند، مخاطب شان کی است، در مورد چه چیزی و چه کسی دارند سخن می گویند و غیره. شیعیان ده شب محرم را به چهل و هشت شب طول می دهند و چهار تا از بزرگترین بلندگوی را بر بام مساجد نسب می کنند که صدا را 800 فیصد قوی می سازد و به فاصله کیلومتر ها پرتاب می کند. آنها بدون اینکه ملاحظه داشته باشند که همسایه های شان که سنی مذهب هستند، در عذاب میافتند و اطفال شان نمی توانند شبها بخوابند، این کار را می کنند. سنی مذهب ها هم از عین روش استفاده می کنند، مثلاً یک جاده عمومی که در هر دقیقه بیش از هزار عراده و پیاده رو از آن عبور می کنند را، برای یک ساعت و آنهم در گرمای بالای 45 درجه حرارت بند می کنند و نماز می خوانند. تا آن ها نماز شان را می خوانند، هزاران انسان در زیر نور طاقت فرسای آفتاب می سوزند. بافت اجتماعی جوامع مسلمان ها در هر کشوری طوری ترکیب یافته که شیعه و سنی همسایه ی یگدیگر اند. از اینرو، بسیاری از کارهای مذهبی این دو مذهب، که واجب نیست، پیروان این مذاهب را دچار عذاب های روحی و جسمی می سازند.

3 ـ عطا محمد به عقیده خودش، بهشت را در پشت دیوار های مرکز تجارتی جهان «World Trade Center» مشاهده می نماید و باور دارد که با عبور از روی جنازه 3000 انسان، می تواند وارد آن گردد. طیاره را بالا می کند و زندگی بیش از 3000 انسان را خرچی راه بهشت می سازد تا در آن وارد گردد. او در وصیت نامه اش نوشته که خطاب به حضرت محمد می گوید: « ... یا نبی، چند دقیقه بعد مهمانت هستم در بهشت» و به این ترتیب خود را سالار شهیدان می داند. ابن درست است که عمل وی ریشه در دشمنی با آمریکا داشت، اما انسان تا معتقد نباشد که چند دقیقه بعد از خودکشی در بهشت میلولد، هرگز حاضر نمی شود حیاتش را از دست دهد ـ هرچندی که دشمنی ها صد برابر قوی تر از آنچه که هست، باشد.

تمام این چیز ها دل انسان را به درد می آورد. انسان را وادارش می کند که سرش را به دیوارها بکوبد، هزارها سوال بی پاسخ در ذهنش خلق شود به فکر فرو رود که این راه خدا هم چه راهی هست که باید بکشی، اذیت کنی، غارت کنی و... تا بنده خوبی برای او باشی. راستی راه خدا همین است و خداوند از ما چنین می خواهد؟؟؟!

چند تا شعر ناقص و بی در و پیکری را که می خوانید، از نکاتی که در سطور بالا ذکر شد، ریشه گرفته است و انگیزه اش از آنجا خلق شده است:

در آرزوی بهشت

من آن مرغ خوش آوازم چه می خوانم، نمی دانم
ولی دانم مریدانی چو من، باشد فراوانم

زغزنینش گشودم بال و پرواز از فضای هند
به جنت گر روم راهی نباشد جز ز ایرانم

به شمشیر شهادت گر توانم کشت کافر را
به اُمید خدا آنروز سالار شهیدانم

شکست و بستن پیمان و عهد راستینش چیست؟
شکست و بست کم دانم رفیقی سست پیمانم

اگر داری به کی و کیستی ام ای یار همدم شک
گهی عابد به مسجد و گهی هم رزم شیطانم

و من...
زپشت بام لگ لگ با صدای تلخ و دلگیرش
بکوبد گاه و بیگاه بر در و دیوار زندانم

رفیقم خود نداند راه اما در چنین راهی
چنان که رهنمونم می نماید سخت حیران

اپریل 2002 دنمارک





Reply to This

Replies to This Discussion

buzurg mard tarikh aqay Genral Musa mard ki diger fiker amadanash dar pakistan kam mushahida khaham shud
wa mard shujagh wa ba ghairat. my i think every one have misteken but he did at the end but he putup massege to his peaple that hazara can do everything it is up to youth to proper himself and themself to become supper power i wish every one get this point that we have to seek to become like this person.

Reply to This

سلام

شعرتان خوب بود
در مورد سه نکته بالا من فکر می کنم دو نکته ای اول با یک نکته ای آخر کاملا فرق دارد و آنهایی که دو کار اول را می کنند نمی توانند در ردیف آنهایی قرار بگیرند کار آخر را می کنند. با اینهمه من فکر می کنم اساسا مذهب و دین چندان فرقی با هم ندارند. در نهایت هر دین ادعای حقیقت مطلق را دارد و این خودش همه چیز غیر از خودش را به صورت حتمی باطل می کند. اگر این قسم نباشد دین نمی تواند پیرو داشته باشد. مسیحیت و اسلام و یهودیت مخصوصا از جمله ای ادیانی است که درستی ادیان دیگر را قبول ندارند و پیروان ادیان دیگر را در بهترین صورت جاهل می داند. اساسا اسلام یک تلفیقی است از قوانین و اصول مسیحیت و یهودیت و سنت های شبه جزیره عربستان

هزاره ها به نظر من یکی از مذهبی ترین مردمان جهان هستند و ایمان شان مانند ایمان پشتونها لبریز از خرافات است که اگر دقت کنیم در اصول و آموزشهای اسلامی هم وجود ندارد. مثلا داستانهایی که در باره ای علی می گویند اصلا بر گرفته از شاهنامه هستند و آنها علی را بالاتر از انسان می دانند که درست نیست

من شخصا باور دارم که روحیه ای شدیدا مذهبی هزاره ها آنها را صدمات جبران ناپذیر در طول تاریخ زده است. ما به دلیل اشتراک مذهبی علاقه ای عجیبی به ایران داریم. من حتی متوجه هستم که کسانی که از ایران شکایت هم دارند نا خود آگاه وقتی پای حکومت مذهبی ایران و کشاکش ایران و جهان غرب و عربها به میان بیاید از ایران حمایت می کنند. خیلی وقتها شده که من خمینی را امام نگفته ام و با اعتراض قوما رو به رو شده ام مثل اینکه این سیاستمدار ایرانی واقعا از لحاظ مذهبی همه امام بوده است

در هیچ کشوری من موقعیت ویژه ای برای سید ها مثل موقعیت سید های هزاره جات ندیده ام. در هزاره جات اما سیده ها از چندین قرن به این طرف در بلندترین موقیت اجتماعی قرار داشته اند و روابط سید و هزاره ها در افغانستان از دید قوانین مدرن امروز یک رابط ای نژاد پرستانه است و حتی بر اساس منشور حقوق بشر محکوم است

ما در هزاره جات یک پلچک جور نمی توانیم و منتظر کمک خارجی هستیم اما هر سال صدها حاجی به عربستان می رود که هر نفر حد اقل باید 2000 دالر مصرف کند. چرا ما نمی توانیم آن پول را به جای حج به دانشگاه بامیان بدهیم؟ مگر بامیان کمتر مقدس است؟

خلاصه ما راه طولانی در پیش داریم. تا هنوز ما فقط زنجیر های دستان مان را شکسته ایم اما زنجیر های ذهن و مغز مان همچنان پابرجا استند حتی در غرب چه رسد به افغانستان

Reply to This

سلام د. رضایی جان
من با شما بحث نمی کنم، اما فقط چند اصلاح:

شعرآزی درست نیست ـ بلکه شیرازی، یعنی کسی که اهل شهر شیراز باشد
بدضاد معنی اش چیزی غیر از آن است که شما منظور دارید. اصلش بدزاد است که از زاده گرفته شده ـ اما ضاد از تضاد ریشه می گیرد
استاد «و» لازم ندارد
حافظا منظور از تمام دانشمندان نیست بلکه خطاب بخودش است. حافظا، یعنی ای حافظ

اصل شعر اینگونه است:
حافظا پندی مده بدزاد را
بدزاد اگر قاضی شود، گردن زند استاد را


مردم هم «و» نمی خواهد فقط: مردم


شرکت در چنین مباحثات برای شما اگر هیچ فایده دیگری نداشته باشد، این فایده را حد اقل دارد که معنی و مفهوم چند تا لغت را بفهمید.

یک اشاره کوچک اینکه: کسی که اهل علم شد، خود را گم نمی کند، بلکه از گمشدگی صحبت می کند. ما اینجا از گمشدگی حرف زده ایم ـ نه اینکه گم شده ایم، فامیدی قندیم؟

موفق باشید

Reply to This

شمس عزیز سلام

من در بسیاری از نکات با شما همنظر و موافقم.

من نا امید نیستم و سخت امیدارم تا بزودی این بینش از میان مردم ما به یک بینش واقع نگری تبدیل گردد. امیدواری ام بیشتر در این است که روزانه حد اقل نیم ملیون فرزندان این ملت به مکتب می روند و تدریس می شوند و اینگونه بزودی بیسوادی کم می شود.

مشکل اصلی این است که دین فقط در میان جهالت فربی می شود. وقتی بیسوادی کم شد و آگاهی جا نشین آن گردید، مزخرفات و مزخرفگرایی خواسته و نخواسته تضعیف می گردد.

موفق باشی عزیز

Reply to This

salam paiman aziz, shams wa tamam dostan
i am really proud of you all. ma gar man na omid hastam az enka ma hazaraha payahaye mazhabi wa mozakhrafat ra az bain bebarem. shoma bebenin ki dar qar besti yak Mohseni qandhari(doshmon mo) miaya wa hokm hamla balaye marefat ra meta wa mega ki bayad malem aziz ra bokoshan wa maromi khar ba komak mollah haye waksin shoda wa sadats en kar ra mekonan magar mofaq nameshan. aya shoma medanin agar anha dar pelan shan mofaq meshod chi meshod? tabahi bar me amad wa hechkas dar barchi jorat namekad ki kodam amozishga ra baz konan. aya mefamin ki marefat shchool, katib university che qadr baldi az mohemi.
ma ki mengarom e mardom hechwaqt eslah namoshan ba nazar az ma baydad awal paya haye mazhabi ra az bein bobrim

Reply to This

شمس جان سلام خدمت تان

بلی مخصوصآ ما هزاره ها تا گلو در خرافات غرقیم و هرآنگاهی ما را خطر تهدید میکند. به نکتهء بسیار خوب روشنی انداخته اید

(1) بعید نیست که سیدها ذاتآ از قباییل اعراب هستند. عربها بعد از شکست امپراطور پارس افغانستان را اشغال کردند و به مدت 250 سال در افغانستان حکومروایی کردند. قانون برتریت خواهی سیدها بر هزاره ها کاملا شبیح برتریت طلبی اعراب بر قوم دیگر است که در قرآن به آن اشاره شده است و اعراب را قوم برتر از یهود شمرده است.

(2) حج رفتن امروزی جز ریا و مصرف مزخرف چیزی دیگری نیست که بازهم بر میگردد به شناخت نادرست ما از مذهب و استفاده طلبی هوشیاران از دین.

(3) بلی ما راه درازی را در پیش داریم اما من سخت امیدوارم که روزی یخ اذهان مردم ما بناچارآب خواهد شد و به یک تغییر کلی تن در خواهد داد چون زندگی بدون تغییر امکان پذیر نخواهد بود. حالا باید چند نفری باشند که این تغییر را صمیمانه اول در خانواده خود و بعد به اطرافیان خود معرفی کنند.

قطره قطره جمع شود دریا شود

آرزوی موفقیت برای همه دارم

نیک باور

Reply to This

لام

آقای د. رضایی باید به دو چیز توجه کنید

اول اینکه فارسی را واقعا غلط نوشته کرده اید. بیشتر به نوشته ای یه طفل صنف چهارم می ماند. دوم اینکه لازم نیست شما به کسی مستقیما توهین کنید. هر کس حق دارد نظر خویش را در باره ای جهان و زندگی بیان کند. شما هم از آسمان نیامده اید که حکم صادر می کنید

یکی از خوبی های دانش و علم این است که وقتی به دست آمد آدم را به فکر کردن و نقد کردن وادار می کند. اگر قرار باشد که یک دانشمند هم مثل یک دهقان و چوپان فکر کند در این صورت فایده علم چیست؟؟

به نظر من جنرال موسی خان یک نظامی خوب و یک فرد موفق بوده است اما از لحاظ اجتماعی و تاریخی و فکری برای هزاره ها اهمیتی چندانی ندارد. او در نهایت یک نظامی بود که برای دولت پاکستان کار می کرد و تا هنوز من ندیده ام که از او در جایی به عنوان یک فعال اجتماعی و یا فکری یاد کرده باشند. ما احترام اش را داریم اما از یک نظامی که کار چندانی برای مردم نکرده است نباید یک بت درست کنیم

من از شما می پرسم که مگر ما قبل از مسلمان شدن هزاره نبودیم؟ پس آنهایی که اول راه پدران شان را رها کردند و مسلمان شدند هم بدذات بودند. نبودند؟ در این صورت تمام ملت هزاره بدذات است. نیست؟

این شعر عمر خیام را هم بخوانید تا به یاد آورید که مردم قرنها قبل هم از این حرفها می زدند. خیام یکی از بزرگترین ریاضی دانها و ستاره شناسان زمان خود بود


گویند کسان بهشت با حور خوش است
من می گویم که آب انگور خوش است

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بشوی
که آواز دهل شنیدن از دور خوش است

Reply to This

سلام

دوست عزیز پیمان تشکر می کنم از لطف تان. من شخصا واقعا نمی خواهم احساسات دوستان را جریحه دار کنم. اما وقتی به دقت می نگرم به این نتیجه می رسم که هزاره گرایی ما فکری و عمیق نیست بلکه یک شعاری است که اول و آخرش را خود هم نمی دانیم. ما از یک طرف هزاره هزاره می کنیم و از طرف دیگر داد از ملیونها شیعه و مسلمان می زنیم. من دوست دارم مسایل را واقعی تر و عینی ببینم. مثلا اینکه ما می گوییم مسلمانان یعنی همین آدمهای ساکن 50 کشور. وقتی می گوییم شیعیان یعنی همین ایرانی ها و چند اقلیت دیگر. حال من از دوستان می پرسم که اگر برداشت ما از اسلام علط است لطف کنید بیایید به ما بگویید که منظور شما کدام اسلام است. چرا ما در 50 کشور اسلامی یک دموکراسی مبتنی بر قانون و عدالت نداریم؟ چرا در بیشتر کشورهای اسلامی هنوز ارزش خون انسان به اندازه ارزش تیل هم نیست. چرا اکثریت مسلمانان بیسواد هستند؟ چرا مسلمانان ملیون ملیون به کشورهای غیر مسلمان پناه می برند و از هزار دروغ و فریب برای ماندن در این کشورها استفاده می کنند؟ چرا در میان مسلمانان خود زندگی نمی کنند؟ چرا سالیان سال است که خون همدیگر را مثل آب می ریزند؟

دوست ما می گوید که آمریکایی مسلمان شده است. من به این دوست می گویم که در کشور من و تو وقتی کسی دین اسلام را ترک می کند به مرگ محکوم می شود. اگر در کشور من و تو انتخاب دین آزاد باشد آن وقت می بینیم که کدام مردم به کدام دین رو می آورند. من خودم مسیحیت را بد تر از اسلام می دانم اما اگر دوست ما می خواهد من حاضر صدها حدیث بیاورم که شیعه سنی را کافر می داند و سنی هم شیعه را کافر می داند و هر دو تمام غیر مسلمانان را کافر می دانند که یا باید مسلمان شوند و یا باید کشته و نابود شوند. منظور من از این حرفها توهین به دین کسی نیست. اما تا ما به واقعیت ها اعتراف نکنیم روی خوشبختی را نمی بینیم. در ایران حکومت اسلامی است اما مهاجرین افغانستان به اندازه ای حیوانات هم حق ندارند. در عربستان حکومت اسلامی است اما هنوز زنان حق موتر وانی ندارند. خوب اینها نتیجه ای اسلام است. اگر دوستان این اسلام را قبول ندارند معلوم است که حتما یا اسلام خود شان را دارند یا اسلام را بر اساس سلیقه ای خود تعریف می کنند

مگر همین ملاها و متخصصین دین نبودند که 70000 نفر را در هزاره جات کشتند در جنگ های داخلی. مگر عبدالرحمن مسلمان نبود که 62% هزاره ها را قتل عام کردند. مگر خمینی دستور قتل هزاران کرد ایرانی را صادر نکرد؟ مگر همین حالا چه فرقی است میان خامنه ای و شاه عربستان و رضا شاه؟؟ اینها همه مسلمان هستند و اصلا تیکه داران اسلام هستند که هم اسلام شناس هستند هم ایت الله و هم دین را تفسیر می کنند. اگر دوست ما اینها را قبول ندارد بگوید که اصلا او چه قدر از دین اسلام می فهمد تا ما بفهمیم که سخن او در باره ای اسلام چه قدر وزن دارد. حتی برویم به صدر اسلام. بعد از وفات محمد جنگ داخلی شروع شد و تا هنوز هم ادامه دارد. من از دوست خود می پرسم که چرا تو به عنوان یک هزاره باید به یک سید خمس یا همان تکس یا مالیات بدهی؟ یک سید چه برتری از یک هزاره دارد؟ آیا سید ها حاضر هستند که به فقرای هزاره خمس بدهند؟ چرا ما سهم سادات داریم؟ آیا این نژاد پرستی نیست؟ چرا ما سهم هزاره نداریم؟

نگاه کنید به امامان شیعه. آیا دلیلی برای امامت شان است مگر همان نژاد و خون و وابستگی فامیلی شان؟ چطور یک طفل دوازده ساله می تواند امام شود در حالی که هزاران دانشمند هم وجود داشت؟ اصلا همان امام علی اگر آنقدر قوی بود چرا نتوانست معاویه را شکست بدهد؟ داستان باغ فدک را برو بخوان. باغ فدک مال قبیله فدک بود که مسلمان نشدند. مسلمانان آنها را قتل عام کردند. زنان شان را برده و کنیز درست کردند که یکی از زنان محمد از همان بردگان بود که اسمش را مریم گذاشتند. بعدها میان علی و ابوبکر و عمر بر سر همین باغ نزاع شد. چون علی می گفت که باغ را محمد به او داده است اما دیگران می گفت که بیت المال است. آیا این غصب نیست که زمین کسی را به زور بگیری که زنان شان را برده کنی و مردان شان را قتل عام کنی؟ همه می داند که مسلمان افغانستان و همین هزاره جات خود ما را به زور شمشیر گرفتند و برای گرفتن آن هزاران نفر از اقوام ما را قتل عام کردند. حالا ما را ببین که از عربها هم سخت تر به راه و روش شان چسبیده ایم. خوب برای عربها اسلام امپراتوری و حاکمیت و اقایی آورد اما برای من و تو چه آورده است؟ سالیان سال حاکمان من تو از بغداد تعیین می شد و عرب بودند که در سر زمین من و تو بر ما حکومت می کردند. این خودش استعمار بود

خود دوست ما از یکطرف از اسلام داد می زند و از طرف دیگر پاکستان را فحش می دهد. مگر پاکستانی ها مسلمان نیستند؟ خوب شما اسلام خود را تشریح کنید تا ما بفهمیم که شما از کدام اسلام صحبت می کنید تا ما هم در مورد آن صحبت کنیم

من از دوستان می خواهم که 10 چیز خوب را در باره ای اسلام بگویند تا ما هم یاد بگیریم. مطمین باشند که ما به حق تن می دهیم

تشکر

Reply to This

با سلام! دین خود یک سیاست و ساخته و پرداخته خود انسانهاست به منظور جلب قدرت. همه شاید از جنگهای صلیبی آگاه باشند و همه شاید جنگ احد و جنگ خیبر وغیره را در تاریخ اسلام بدانند. خیلی ها شاید از تاریخ تاخت و تاز عربها در شمال آفریکا حتی تا اسپانیا - شکست امپراطور ایران و حتی اشغال افغانستان در قرن هفتم توسط عربها را در تاریخ ملاحظه نموده باشند. همهء این داستانها اگر پیچیده است لطفآ مروری بیاندازید بر جنگ میان علی و عمر بر سر باغ فدک. یعنی زورآزمایی به خاطر بدست آوردن قدرت.

Reply to This


شمس عزیز و تمام دوستان دیگر سلام

آقای شمس، من خوشم که در جامعه ما امروز کسانی مثل شما وجود دارد. این مایه امیدواری برای رسیدن به یک زندگی واقعی که شایسته انسان باشد، می باشد. اما در بخشهای از نوشته اخیرت آنچنان که لازم است، موافق نیستم، چرا:

1 تعریف و تمجد و یا عدم آن از آدم ها بر مبنای خط فکری اش، ریشه مستقیم در محافظه کاری و یا حد اقل در عدم تحقیق دقیق و عمیق در خود «خط» می تواند داشته باشد. (البته می دانم که می دانی، اما می دانم چرا نمی خواهی روشن تر بنویسی ـ چنانچه من هم از عین روش استفاده کرده ام ولی کوشش می کنم ترا ملامت کنم.... هاهاها).

2 وقتی ما روی حقیقت بودن اسلام و اینکه آیا براستی دینی بنام اسلام و دینی بنام مسیحیت و... را خدا خودش تاییس کرده و یکی را بدست پسر مریم و دیگری را بدست پسر عبدالله عرب برای ما فرستاده، توافق کردیم، پذیرفتیم و قبول کردیم، آنگاه می توانیم روی چگونگی این ادیان و چگونه برخورد کردن آدم های منتخب شده برای پیشبرد آن، آسانترحرف بزنیم و مطمیین تر صحبت کنیم ـ چون در آنصورت صحبت ما برای خودش بساط پیدا می کند ـ ولی در غیر آن، حرف ها و صحبت های ما بازی با شاخچه هایی است که روی ریشه آن هیچ فکر نشده باشد.

مسله دیگر اینکه بگذار دوستان ما حرف خود را بزنند و ما با حوصیله مندی بخوانیم و بشنویم.

موفق باشید!

آقای استدیوی شماره هفت امید است در آینده از کلمات مانند «کثیف» و غیره استفاده نکنی عزیز!

اینجا هر انسان حق دارد حرفش را بزند ـ بدون اینکه حرفش توهین مستقیم به کسی دیگر باشد. وقتی با نظر کسی موافق نبودی، مانند ملاها وی را با شعار های مانند:
تو کافر شده ای
تو خودت را گم کرده ای
تو کمونیست شده ای
تو غرب زده شده ای
تو برعکس علم در حرکت هستی و غیره... محکوم نکن که کمک نمی کند.

این چیزها که دلیل نیست! اگر هم که می خواهی نماینده دین باشی، کوشش کن از دین خوب نمایندگی کنی و حرفی و استدلالی را داشته باشی که طرف را به فکر کردن وادار کند.

فحش دادن، کسی را کافر کشیدن و در نهایت که نشد، بمب در کمر خود بسته کردن همه و همه بیسوادی و عدم نیروی استدلال را در انسان نمایش می دهد. با این چیزها نمی شود جلوی منطق گرفته شود. بطور مثال اگر آقای خمینی بجای صادر کردن حکم قتل آقای سلمان رشدی، کتاب او را نقد می کرد و او را در چارچوب منطق احاطه کرده و ملامت می کرد، هم منطقی تر بود و هم تمام دنیا برای مسلمان ها به رهبری آقای خمینی آفرین می گفت و هم آقای رشدی اینقدر بزرگ نمی شد و هم آقای خمینی در نهایت سرافگنده.

در ضمن اگر می خواهی از یک پدیده دفاع کنی، کوشش کن خوب دفاع کنی و مردم پسند. یعنی کوشش کن نمایده خوبی باشی برای اسلام نه اینکه بقول شاعر:
دشمن دانا بلندت می کند
بر زمینت می زند نادان دوست

چند چیز اگر در اسلام نمی بود، این دین احتمالاً موفق تر از ادیان دیگر بود:
امر به معروف و نهی از منکر کردن (این قانون توهین مستقیم برای انسان است و انسان را از حق آزادی اش محروم کردن).
کسی را بخاطر اینکه چرا مانند او فکر نمی کند، به قتل رساندن
زن را انسان شمردن

اتفاقا چیزی که انسان ها را از این دین ناب بقول شما روگردان کرده، همین چیزها است.

نظر کسی را رد کردن و نظر خود را بر کسی قبولاندن هردو باید بر مبنای منطق باشد ـ نه بر مبنای سوته، اعدام، قتل، بمب گذاری، ترور و غیره!

اگر اسلام سوته اش را در زمین بگذارد و بیشتر روی منطق و انسانیت تکیه کند، در این صورت انسان ها طرفدار این دین می شوند چه این دین راست باشد و چه یک دروغ محض ـ اما انسان ها فطرتاً آرامش و سکن و باهمی را دوست دارند.

زمان اینکه کسی را به زور سوته مسلمان کنی، گذشته است ـ هرچندی که ما خود مسلمان سوته ی استیم اما دیگر سوته کاربرد ندارد. یگانه راه، راه منطق و تن دادن به نیازهای انسانی بر اساس مقتضیات زمان است که می تواند همه گیر و تسخیر کننده باشد.

ببینید که علم و تکنالوژی بدون خون ریزی و سوته همه انسان را تقریباً تسخیر کرده است. مثلا اگر آقای خاتمی و ملک فهد روزانه حد اقل یک ساعت پیش کامپیوتر ننشینند، مریض می شوند. اگر حضرت محمد زنده می بود، یک کامپیوتر لپتاب در جیبش و یکی هم در پشت شترش داشت.

امیدوارم همه ما آزادانه و دوستانه روی موضوع بحث کنیم و هرکسی نظر خود را خیلی نرم و دوستانه ارایه کنیم و از به کاربردن کلمات رکیک و توهین آمیز علیه همدیگر بپرهیزیم.



Reply to This

سلام

حبیب عزیز تشکر از یاد آوری تان

من گوشزد های شما را ارج می نهم. واقعا سخت است که عضوی از جامعه ای ما بود و محافظه کار نبود اما با آنهم باید بگویم که من تلاش می کنم به نحوی افکارم را بازگو کنم. در اینجا فقط می خواهم اشاره کنم که من شخصا به تیوری تکامل باور دارم. و همچنان باور دارم که باور به این تیوری تبعات فکری خودش را در تمام زمینه ها دارد آنچنان که شما خود بهتر می دانید. من به دین به عنوان میراث فرهنگی بشر نگاه می کنم که نباید مبرا از نقد و بررسی ذهن و مغز آدمی باشد. دین زاده ای مغز بشر است و با همین مغز هم باید نقد و بررسی شود

تشکر

Reply to This

ba salam ba khid mate dostan ma naweshta haye kolagi ra khandum khub ast ke adam bia ya wa nazare khuda ba digaran buguya wa az digaran ra besh nawa .ma chizi ziadi da mowrede jenral musa namidanum wali bazi chiza ra da mowrede
eshan shenidem daleri wa shoja ate eshan qabele tahsin asta. wali aga hamin jenral nimi az fadakari wa ya
daleriye khuda baraye mardume wa keshware khud mekard emruz na tanha jame eye hazara balke tamame afghanistan
ba eshan eftekhar mekard

Reply to This

RSS

About Hazara Network

Photo of the Week


Added by: amir

© 2010   Created by Habib Paiman   Powered by .

Badges  |  Report an Issue  |  Terms of Service

Sign in to chat!